قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5012
تاريخ الفي ( فارسى )
و آن حضرت كس « 1 » نزد امير سيد خواجه فرستاد كه « تو كيستى و چه خواهى شد و پيش كه خواهى رفت كه از من بهتر باشد ؟ گذشته گذشت . باز آى كه اعتبار قديم برقرار است . » و اين سخنان در آن حرامنمك تأثير نكرد . و آن حضرت به قصد او سوار شد . و امير مضراب كه به كنار جيحون رفته بود چون از نزد خليل سلطان كسى نيامد و وعده خلاف شد مراجعت نمود و در اين وقت به سعادت ملازمت رسيد . و خبر رسيد كه مودود گرمسيرى به سرحد غور آمده خرابى مىكند . امير اويس آقبوغا به دفع او نامزد شد . « 2 » و از طبس مكتوبى كه امير خواجه سيد على به ميرزا اسكندر نوشته بود و مضمونش اين بود كه « خراسان را به جهت شما مىگيرم » [ به دست شاهرخ افتاد ] « 3 » و از سيد خواجه اعتماد برخاست . و در اين سال هشتصد و هشت احوال سلطان احمد جلاير و قرايوسف آن است كه ايشان به وقتى كه در قلعهء شام بودند با يكديگر سخن كرده ، از گذشتهها پشيمان شدند و عهد كردند كه اين مرتبه اگر به سلطنت برسند ، متفق باشند و تبريز از [ آن ] قرايوسف و بغداد از [ آن ] سلطان احمد باشد . و سلطان احمد نيز براق ، ولد قرايوسف را فرزند گفت و دايه و پسر را نزد خود نگاه داشت و تربيت مىكرد . و در ايامى كه ايشان در بند بودند ، قرايوسف شبى در خواب ديد كه امير صاحبقران انگشترى در انگشت او كرد و او اين خواب را به سلطان احمد گفت كه ظاهرا بعضى از ممالك صاحبقران به دست تو درخواهد آمد . و در باب خلاصى ايشان آنچه صاحب تاريخ مصر « 4 » نوشته است اين است كه امير شيخ حاكم شام با ملك ناصر خلاف آغاز كرده ايشان را با خود متفق كرد و سامان سلطنت ايشان نموده . و اين به صحت اقرب است . و آنچه كه صاحب روضة الصفا نوشته كه قرايوسف و سلطان احمد را ملك ناصر ، خود ، از بندش بيرون آورده تربيت كرد و قرايوسف از ميدان مصر به وقت چوگانبازى آزردهخاطر شده روى راست به ولايت خود روان شد ، صحتش معلوم نيست و ظاهر نيست كه اين نقل از كجا به او رسيده . « 5 » و ابن حجر عسقلانى كه از علماى معتبر است احوال ايشان را در كتاب إبناء الغمر بدين موجب در قلم آورده كه چون امير شيخ و حكم و يشبك از ملك ناصر ياغى شدند ، ايشان را
--> ( 1 ) . زبدة التواريخ : « امير حسن صوفى را و امير فرمان شيخ را پيش امير سعيد [ - سيد ] خواجه فرستاد . » ( 2 ) . زبدة التواريخ : « اويس بن [ امير ] آقبوقا و طغاى مركن را بدان طرف نامزد كرد . » ( 3 ) . جاى چند كلمه در نسخ سهگانه بياض است . افزوده از روضة الصفا . ( 4 ) . منظور ابن تغرى بردى صاحب النجوم الزاهرة است . ( 5 ) . همين مطلب را بوداق منشى قروينى نيز در كتاب خود آورده است . - جواهر الأخبار ، چاپ محسن بهرامنژاد ، تهران ، ميراث مكتوب ، 1379 ، ص 64 . و نيز حسن بيگ روملو بر آن تصريح دارد . - احسن التواريخ ، ص 32 .